تبليغاتX
این الطالب بدم المقتول بکربلا
حبّ الحسین اجَنَنی
حسینیه
سلام

 والله نمیدونم چی امشب منو کشوند اینجا یه چیزی ته دلم میگه بایدچراغ این حسینیه رو روشن کنم بد جور دورمو شلوغ پلوق کردم ولی چاره نیست باید شروع کنم دلم برا بچه های این هیئت مجازی بد جور تنگ شده یاد اون سر انگشتانی که روی کیبرد شب تا صبح روضه امام حسین رو تو چت مینوشت یاد اون اشکایی که با خوندن حرف دل بچه ها میریخت یاد ..........خلاصه دنیای قشنگیه همه چیز مجازیه جز یه چیز..............

یا علی

علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را

که به ماسوا فکندي همه سايه‌ي هما را

دل اگر خداشناسي همه در رخ علي بين

به علي شناختم به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند

چو علي گرفته باشد سر چشمه‌ي بقا را

مگر اي سحاب رحمت تو بباري ارنه دوزخ

به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

برو اي گداي مسکين در خانه‌ي علي زن

که نگين پادشاهي دهد از کرم گدا را

بجز از علي که گويد به پسر که قاتل من

چو اسير تست اکنون به اسير کن مدارا

بجز از علي که آرد پسري ابوالعجائب

که علم کند به عالم شهداي کربلا را

چو به دوست عهد بندد ز ميان پاکبازان

چو علي که ميتواند که بسر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت

متحيرم چه نامم شه ملک لافتي را

بدو چشم خون فشانم هله اي نسيم رحمت

که ز کوي او غباري به من آر توتيا را

به اميد آن که شايد برسد به خاک پايت

چه پيامها سپردم همه سوز دل صبا را

چو تويي قضاي گردان به دعاي مستمندان

که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

چه زنم چوناي هردم ز نواي شوق او دم

که لسان غيب خوشتر بنوازد اين نوا را

«همه شب در اين اميدم که نسيم صبحگاهي

به پيام آشنائي بنوازد و آشنا را»

ز نواي مرغ يا حق بشنو که در دل شب

غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 9:53 توسط عبد درگاه علی سید علی |